دلداده

شرح وصال دو عاشق

بعد از سالها
نویسنده : سما - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۳
 

حدود سه سال و نیم از آخرین آپ شدن این بلاگم میگذره...

توی این مدت خیلی اتفاقا توی زندگیم افتاده....

عشق اولم رو با موفقیت کنار گذاشتم و الان فقط به عنوان یه آشنا میشناسمش.

الان با کسی که از صمیم قلب میپرستمش دارم زندگی میکنم و یه دونه گل پسر یک ساله هم دارم...

هر چند روزگار تا قبل از پیدا کردن همسر فعلیم خیلی بهم سخت گذشت اما بهم فهموند که هیچ اتفاقی بی حکمت نیست...

از این به بعد هم اسم این بلاگ به جای دلشکسته به دلداده تغییر پیدا میکنه

شاید که عبرت دیگران باشد...


 
comment نظرات ()

 
ویرانه دل
نویسنده : سما - ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
 
ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد

ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت

ويرانه دل ماست كه با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت!

به قول يه دوست:ز بس تنگ است سينه كه همين نفس مي كشد مرا...

نمي داني كه چه كردي با اين دل من

بيچاره دلم كه براي تو تنگ مي شود
 
comment نظرات ()

 
[بدون عنوان]
نویسنده : سما - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٤
 

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن/تالارهاي گفتگو و اي ميل ها اشغال ميشه ..پر ميشه از (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش))! يا (( تو را عاشقانه مي پرستم ))مراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم))پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد.


 
comment نظرات ()

 
غم عشق
نویسنده : سما - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٢
 
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
زغمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
توخود گفتی که در قلب شکسته جای داری
شکسته قلب من جانا به عهد خو وفاکن... وفا کن...

 
comment نظرات ()

 
عشقبازی
نویسنده : سما - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱
 

اين بلاگم رو هنوز دوستش دارم

با اينکه کسی که اين بلاگ روبراش مينوشتم حالا ديگه شوهر داره اما هنوز هر از چند گاهی دوست دارم از اون بنويسم و روزگاری که به خاطر اون موقعيتهای عشقی مختلفی رو رد کردم

پشيمون نيستم که چرا اون موقعيتها رو از دست دادم بلکه پشيمونم که چرا برای دستيابی به عشقم چرا دست روی دست گذاشتم و اينقدر معطل کردم

با اينکه اون منو خرد کرد اما هيچوقت حتی فکر اينکه براش يه دونه فقط يه دونه دعای بد کنم هم به ذهنم نذاشتم خطورکنه

دلم خيلی براش تنگ شده اميدوارم اون هم يه کم دلش برای من تنگ شده باشه


 
comment نظرات ()

 
بی عنوان
نویسنده : سما - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱
 

ای همه وجود من.

ای که بی تو هیچم.

چرا از من این چنین ساده و آسوده گذشتی؟

چرا اینچنین مرا خرد کردی؟

چرا بدینسان دل مرا شکستی؟

بدانسان که با گذشت بیش از 6 ماه از آن واقعه دردناک نتوانم دل خود را ترمیم کنم؟

از خدا خواهانم که در این زندگی که به قیمت مرگ من بود تا ابد پاینده و خوشبخت باشی چون اگر سر سوزنی آسیب ببینی من نخواهم توانست آسیب دیدنت را تحمل کنم چون همین ضربه که تو را از دست داده ام برایم کافی است.

از تو نیز عاجزانه می طلبم که مرا در این فراموشی یاری کنی و به من کمک کنی تا عشق اولینم را (که ماندگارترین عشق است) فراموش کنم و این کار فقط یک راه دارد.

باید به من اجازه دهی تا روزی(هر وقت تو بخواهی) چند ساعتی با تو صحبت کنم تا بتوانم باور کنم که تو را برای همیشه از دست داده ام زیرا هم اینک نیز نمیتوانم رفتن تو را باور کنم.


 
comment نظرات ()

 
دوری.........
نویسنده : سما - ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٠
 

خدا ميدونه دوری در عين نزديکی چقدر سخته اونم وقتی خدا هر روز سر راه هم قرارتون بده...

چقدر سخته که هر روز همديگه رو ببينيد ولی نتونيم راحت با هم حرف بزنيم

اميدوارم ديگه اينجوری باهاش برخورد نداشته باشم-سرد و رسمی.

خيلی سخته....


 
comment نظرات ()

 
هنوز دوستش دارم و دوستم دارد
نویسنده : سما - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٩
 

وقتی بهم تلفن زد باورم نمیشد...

باورم نمیشد که اون ممکنه یه روزی به من زنگ بزنه..

اما اون زنگ زد..

وقتی صداشو شنیدم مثل این بود که دنیا رو بهم دادن.داشتم از شادی پر در میاوردم.....

اما بهم گفت میدونم سخته برات فراموش کنی اما سعی کن منو برای همیشه فراموش کنی...

امیدوارم بتونم اونو فراموش کنم هر چند میدونم نمیتونم....

امیدوارم خدا قدرتی بهم بده که بتونم اونو فراموش کنم البته فقط به عنوان معشوقه‌ام فراموشش میکنم اما به عنوان اولین عشقم هیچوقت فراموشش نمیکنم...

 


 
comment نظرات ()

 
دلتنگی
نویسنده : سما - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٥
 

اينقدره دلم برای اين بلاگ عزيزم تنگ شده که هوس کردم دو روز قبل از امتحنای پايان ترم(در حالی که هيچی نخوندم)آپديتش کنم!!

اينقدر دلم برا خانوم خنوما که حالا همش با شوهر عزيزش ميگرده تنگ شده که نميدونم چه کنم..

دلم ميخواست برای يک بار ديگه هم که شده صدای نازش رو بشنوم و باش کمی درددل کنم اما چه کنم که من بدشانس تر و بدبخت تر از اينام که اون راضی بشه با من تلفنی حتی حرف بزنه..

خدايا چنين کن سرانجام کار                                                           تو خشنود باشی و ما رستگار

مرده متحرک(دلشکسته سابق!)


 
comment نظرات ()

 
پيوندشان مبارک
نویسنده : سما - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٠
 

بالاخره اونی که برای اولين بار دوستش داشتم عقد کرد...

خدايا يعنی من به درگاه تو چه گناه کبيره ای مرتکب شده ام که مستوجب اين عذابم؟؟؟

خدايا چرا رو هر دختری دست ميذارم يه مشکلی داره؟؟

يکی نامزد داره...

يکی بچه دار نميشه....

يکی با يه پسر ديگه قرار ازدواج گذاشته....

خداياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......

منو راحت کن از اين زندگی کوفتی يا لااقل منو به اونی که دوستش دارم يا حقمه برسون...


 
comment نظرات ()

 
تمام شد.....
نویسنده : سما - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٦
 

بالاخره اونی که من دوستش داشتم نامزد کرد.....

ديگه من يه مرده متحرکم .

تنها اميدم اين بود که يه روزی مياد که اون از اين رفتارش با من پشيمون ميشه و دوباره رفتارش با من خوب ميشه اما.....

در هر صورت اميدوارم با اين شوهر پولداری که گيرش اومده خوشبخت بشه اما بايد اينو بدونه که من تا ابد دوستش دارم.....

 


 
comment نظرات ()

 
روييدن عشقی جديد در دلم...
نویسنده : سما - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢٤
 

 بعد از اون ضربه ای که تو عشق اولم خوردم فکر می کردم ديگه هيچ وقت از هيچ دختر ديگه ای خوشم نمياد ....اما الان مدتيه دارم حس يکنم يه عشق ديگه داره تو دلم ميرويه......نميدونم چرا ..اما اينو ديگه نميخوام از دستش بدم برا همين خيلی کمتر باهاش حرف ميزنم.....فوقش يه چت ساده نه چندان طولانی...اما مطمئنم اگه اينو از دست بدم ديگه هيچکی رو نمی خوام ببينم....اميدوارم اين رو زدست ندم....

يه دلشکسته سابق


 
comment نظرات ()

 
دلم شکسته تا ابد.......
نویسنده : سما - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢۱
 

امروز دلم شکست...........

بد جوری هم شکست......

فکر نکنم ديگه بشه درستش کرد........

چنان که شايد کنکور هم نتونم بدم.......

شايد تو که اين نوشته رو می خونی ندونی عشق چقدر سخته مخصوصا وقتی طرف مقابلت نخواد تو عاشقش باشی.......اما من الان در چنين حالتی به سر می برم......

اينو بدون که ديگه حتی نمی خواهم تو را ببينم......

شايد تا ديروز هر کسی ميگفت تا حالا عاشق شدی؟ ميگفتم آره اما از امروز ديگه عاشق نيستم

دلشکسته سابق


 
comment نظرات ()

 
به دادم برسيد
نویسنده : سما - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٧
 

عزيز دلم مدتی ديگه باهام حرف نمی زنه...

منم که امسال مثلا کنکور دارم اصلا دست ودلم به درس نمی ره

شما بگين من با اين عشق بدمصب چه کار کنم؟

يه دلشکسته


 
comment نظرات ()

 
نامه ای سر گشاده به عزيزم
نویسنده : سما - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱
 

می دو نم اين مطلب من رو می خونی..........

اين جوری با من رفتار نکن

منو بزن‌.

بهم فحش بده

بهم بدوبيراه بگو

اما...............

نه اينقدر سرد.....

اين برخورد تو از صدهزار فحش وبد بيراه بد تره به خدا....

يه چيزی بهم بگو

يا بگو تو هم منو دوست داری

يا بگو منو دوست نداری

تا من تکليف خودم رو با عشق تو روشن کنم....

يا عاشقت بمونم يا خودم رو از عشقت بکشم......


 
comment نظرات ()

 
شکست در عشق
نویسنده : سما - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢
 

شكست در عشق

عاشقم ‌، عاشقي كه عشقش بهش نارو زد و اون رو توي خماري عشق تنها گذاشت‌‌‌‌‌‌‌‌ ، عاشقي كه عشقش نتونست عشقش رو درك كنه و اونو تنها گذاشت ،عاشقي كه معشوقش بعد از ابراز اين عشق به او حتي تو صورتش نگاه كنه ،خلاصه عاشقي دل شكسته ام كه در بزرگترين ريسك زندگيش-يعني ابراز علاقه به معشوق- شكست خورده و هنوزم باورش نمي سه كه اون بهم نارو زده اميدوارم اون كه خودش مي دونه كيه اينو بخونه و بدونه كه بد جوري دلم رو شكسته‌....

عزيزم ازت تمناي عاجزانه دارم كه اگه اين مطلبو مي خوني بهم بگي كه نظرت راجع به عشق پاك من نسبت بهت عوض شده يا نه؟

تنها آرزوي من در اين دنيا اينه كه اون جمله بالايي منو بخونه و بدونه كه دلم خيلي خيلي شكسته...اونقدر كه هيچ شكسته بندي تو اين دنيا نمي تونه درستش كنه...

فقط اميد وارم‌،اميدوار....................

 


 
comment نظرات ()

 
فرشته ها
نویسنده : سما - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٥
 

اگه يه روز فرشته ها

بگن چي مي خواي از خدا

مي گم به خواهش دعا

وصالش‌،وصالش

روئاي نا تمومه

وصالش‌،وصالش

همه آرزومه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

 


 
comment نظرات ()

 
پای تو در ميون باشه
نویسنده : سما - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۳
 

 

 

پاي تو در ميون باشه

 

پاي تو در ميون باشه ‌،ماه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ُ شكارش مي كنم

تو دل‌‌‌‌ِ شبهات مي ريزم‌،روز و بيدارش مي كنم

خورشيد اگه نگات كنه ‌‌‌،  نور و به زانو مي شونم

گندمي شونه هاتو‌ ، با پر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ِ قو مي پو شونم

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پاي تو در ميون باشه‌، كوه و خرابش مي كنم

قايق درد و غصه رو ‌، نقش بر آّبش مي كنم

دردا رو جارو مي كنم‌،غصه رو پارو مي كنم

نباشه اون جور كه مي خواي ‌، دنيا رو وارو مي كنم

دل توي سينه مي طپه ‌، اسم‌‌ِتو وقتي كه مياد

از همه دنيا دل من ‌‌‌‌‌‌‌‌‌، غير تو چيزي نمي خواد

هزار هزار ليلي شهر‌،مجنون يك نگاهمن

قطار قطار قلندرا‌ ، ملتمس پناهمن

من كه با گوشه‌‌‌‌‌‌‌ نگام‌،ليلي رو مجنون مي كنم

پاي تو باشه نازنين‌، جونمو قربون مي كنم

من كه زمين به زير پام‌،به زير بار منته

حيرون يك نگاهتم‌ ، كه يك كمش غنيمته

 

 من دل شکسته

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : سما - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱
 

 

با عرض پوزش از پيشگاه امام راحل براي دست بردن در شعر ايشان:

 

سالها مي گذرد حادثه ها مي آيند

 

انتظار وصال از دل دلدار كشم

 

 -------------------------------------------------------------------------------------

 

 

از عشق تو بي وفا نگارم

شب ها تا به صبح چشام مي بارن

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

                                     آنچنان ديوانگي بگسسته بند

    كه همه ديوانگان پندم دهند

 

 


 
comment نظرات ()

 
ياد محبوبم بخير
نویسنده : سما - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱
 

 

 

ياد محبوبم بخير.........

  وقتي بعد از مدتها تونستم باش حرف بزنم فقط خدا ميدونه چه حالي داشتم...انگار دنيا رو بهم داده بودن...مي خوام از همينجا بهش بگم يه لحظه وصال اونو از يه عمر زندگي در فراقش بيشتر دوست دارم.........

تنها آرزوم تو اين دنياي بي وفا اينه كه به وصالت برسم اي محبوب من........رومو زمين نزن....بام حرف بزن... تو رو به خدا قسمت ميدم..................

 

 


 
comment نظرات ()